جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ اسفند ۲۵, یکشنبه

نامه سرگشاده حسين عليزاده، ديپلمات پيشين به ظريف درباره نرگس محمدی

چرا جمهوری اسلامی هزاران هزار ساعت نظارت آژانس را گردن نهاده ولی برای سه سال حتی اجازه يک دقيقه سفر احمد شهيد را نمی دهد؟ آيا اين جز پنهان کردن جناياتی است که می بايد سر به مُهر باقی بماند؟... من در شگفتم که وقتی سفارتخانه‌های ايران آزادنه با فعالان مدنی ديگر کشورها ملاقات می‌کنند، چگونه وزارت خارجه به سفارت اتريش و يونان تذکر داده است 

نامه سرگشاده دیپلمات پیشین به ظریف درباره نرگس محمدی:

 شما برآمده از مقاومت نرگس محمدی های هستید

جناب دکتر ظریف
 وزیر محترم امور خارجه ایران

با سلام و درود
نامه سرگشاده شیرزن ایرانی سرکار خانم نرگس محمدی به شما بازتاب فراوانی در رسانه ها داشت. همان طور که از متن نامه روشن است وی از میان ده ها و صدها هجمه زیاده گویان در دژ نشسته (تعبیر دکتر روحانی) تنها به یک کلام کوتاه شما که وی را "محکوم فتنه" توصیف کرده بودید واکنش نشان داد. اما چرا؟
پاسخ را آن گاه یافتم که داستان معروف لیلی و مجنون به ذهنم متبادر شد. معروف است که مجنون را به گناه ناکرده ای با سنگ و کلوخ سنگسار می کردند و آه نمی گفت ولی آن گاه که لیلی "پرکاهی" به مجنون پرتاب کرد، فغان از او برآمد. متحیرانه راز این ناشکیبایی را لیلی از مجنون پرسید و مجنون پاسخ داد که: آخر انتظار چنین جفایی را از همچون "تویی" در حق همچون "منی" نداشتم.
چنین است که این شیر زن با یادآوری سال های ستمی که بر او روا شده نوشت:« هر چند سال ها است که با توهین، افترا، محرومیت و محکومیت های متعدد مواجه بوده ام و این افتراها امری جدید نیست، اما به کار بردن واژه "محکوم فتنه" از سوی وزیر محترم امور خارجه دولت اعتدال و تدبیر برایم غیر منتظره و تعجب انگیز بود.»

جناب دکتر ظریف
بیان دیگر سخن نرگس محمدی این است که اگراینک شما بر مسند وزارت وزارت خارجه تکیه زده اید، نه از سر حمایت زیاده گویان بد دهانی است که نامزد خود را اصلح فی الارض و السماء می دانستند بلکه از سر حمایت امثال نرگس محمدی هاست که نه تنها خود بلکه فرزندان خردسال شان نیز در این سال های تیره و تار هزینه داده و می دهند وگرنه نامزد مطلوب اقتدارگرایان کسی در قد و قواره احمدی نژاد بود که طعم تلخ نابخردی هایش را از همه بهتر شما به عنوان سفیر وقت ایران نزد ساز مان ملل می دانید. ای کاش روزی برسد که ناگفته هایی را که از آن سا ل ها در سینه دارید، بنویسید.
بنویسید که بر خلاف روال معمول همه جای دنیا، احمدی نژاد سفیر ایران در سازمان ملل را محرم نمی دانست که نطقش را در سازمان ملل از قبل به او نشان دهد و بنویسید سفرش با عیال و خانواده چه هزینه های سنگین می تراشید.
چنان شد که او (هاله نور) به بلندای آسمان و در انظار جهانیان بر طبل بی خردی کوفت و تیغ بران عزل و استعفای اجباری و بازنشستگی را بر دیپلمات های ورزیده  چنان راند که در نتیجه، زمام امور به دست بی مایگانی افتاد که حتی در مکاتباتشان در مذاکرات هسته ای نامه های پر از اغلاط انگلیسی می نوشتند.

جناب دکتر ظریف
از همکاران شنیده بودم که در آن سال های رسوایی در نیویورک که شما تاب سکوت پیشه نکرده بودید، روزی از روزها که فرامین نابخردانه ای از تهران برایتان ارسال شد، گفته بودید این مسیر منتهی به جنگ ویرانگر علیه ایران خواهد شد.
شنیدم که روزی از روز ها در محل نمایندگی ایران در نیویورک به زانو نشسته و به پهنای رخسار زار زار به خاطرات سیاست های نابخردانه احمدی نژاد و دردانه آن روز رهبر گریستید.

جناب دکتر ظریف
شرح هجرانی که گوشه ای بر شما رفت، بر نرگس محمدی و فرزندان دلبندش تا مغز استخوان رفته تا آنجا که اینک هر روزش را با بیماری دست و پنجه نرم می کند ولی این شیر زن از پا ننشست تا کشور را برای ما و شما  امن کند و گرنه باور داشته باشید نوبت به شما که برسد با شما یا وابستگانتان همان خواهند کرد که با صاحب منصبان نظام (مثل آیت الله رفسنجانی) و خانواده هایشان (مثل فائزه هاشمی) کردند.
چه جای تردید در این پیش بینی است وقتی که دیدیم در روز اخذ رأی اعتماد یکی از نمایندگان از پشت تربیون خانه ملت، شما را «100 درصد امریکایی» دانست تا آنجا که فغان از شما برآورد و با قرائت آیه ای از قران (ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا) به آن نماینده، یادآور پاسخگویی انسان در روز جزا شدید.
آیا در روز جزا فقط آن نماینده زیاده گو، پاسخگو نزد پروردگار خواهد بود یا هر کس که فرزندان پاک نهاد این مرز بوم را "محکوم فتنه" نام نهاد؟
آیا آنان که شما را متصف به "خط سازش" کرده و کمر دردتان را موجب شدند در روز های سخت، پشتیبان شما خواهند بود یا فعالان «کانون مدافعان حقوق بشر»؟

جناب دکتر ظریف
به پاس درسی که در دانشگاه از شما آموختم و در وزارت خارجه سال هایی را به تجربه آموزی از شما گذراندم، اجازه می خواهم بگویم که همان بهتر این ادبیات را به آل لاریجانی ها و کیهان واگذارید.
هیچ کسی نداند شما که بهتر از هرکسی علت جار و جنجال صادق لاریجانی را از دیدار اشتون با مادر ستار بهشتی و کنشگران حقوق بشر می دانید.
صادق لاریجانی چرا نباید وزارت خارجه را تهدید کند که اگر این چنین مواردی تکرار شود دستگاه قضا ! قطعا ورود خواهد کرد وقتی می دانیم او در فهرست تحریم حقوق بشری اتحادیه اروپایی است که خانم اشتون نمایندگی اش را در سفر به تهران برعهده داشت.
عکس دیدار اشتون با مادر ستار بهشتی، فریاد بلند مادری سالمند است که جوان رعنایش و نان آور خانه اش را در عرض چهار روز به ناروا کشتند و صدای تظلم خواهی اش را هیچ مقام حکومتی نشنید. بدیهی است که صادق لاریجانی باید از دیدار اشتون با قربانی دستگاه دارالعدل علی! برآشفته باشد.
اساساً پرسش این است که چرا جمهوری اسلامی هزاران هزار ساعت نظارت آژانس را گردن نهاده ولی برای سه سال حتی اجازه یک دقیقه سفر احمد شهید را نمی دهد؟ آیا این جز پنهان کردن جنایاتی است که می باید سر به مُهر باقی بماند؟
من در شگفتم که وقتی سفارتخانه های ایران آزادنه با فعالان مدنی دیگر کشورها ملاقات می کنند، چکونه وزارت خارجه به سفارت اتریش و یونان تذکر داده است. شرح این عمل نادرست وزارت خارجه را طی مقاله ای پرسش کرده ام.

جناب دکتر ظریف
به گمانم از چند ده وزرای خارجه ایران از گذشته تاکنون فقط  نام حسین فاطمی آذین یکی از خیابان هاست. نام و یاد بسیاری از دیگر وزرای خارجه ایران را دیگر کسی بر زبان نمی آورد.
از استاد صاحب کرسی در رشته روابط بین الملل و دیپلمات ورزیده ای چون شما با سی سال کار عملی در عرصه سیاست به هیچ وجه مسوع نیست که بگویید از برنامه دیدار اشتون با فعالان حقوق بشری آگاه نبودید. معنای دیگر این سخن آن است که اگر آگاه بودید قطعا  ممانعت می کردید.
چگونه این سخن مسموع می باشد وقتی سه ماه پیش تر هیات پارلمانی اروپا به تهران سفر کرد و با نسرین ستوده و جعفر پناهی دیدار کرد؟
چگونه این سخن مسموع است وقتی در مصاحبه مطبوعاتی مشترک تان با اشتون، وی خبر از دیدار شب پیش داد؟
چگونه این سخن مسموع است وقتی پرسیده شود حال که خبردار شده اید، چرا رفتار دزدانه اشتون (به گفته علی لاریجانی) را طی نامه رسمی به اتحادیه اروپا گوشزد نمی کنید؟

جناب دکتر ظریف
بنگرید به ژرفای فهم و درک نرگس محمدی که می گوید اگر ناچار به استخدام واژه ای بودید "حد اقل از یک واژه تعریف شده و حقوقی استفاده می کردید یا  مرا یک محکوم به تحمل حبس می خوانید.»
به راستی چه ملغمه ای است این دارالعدل علی که محکومانش وقتی از زندان مرخص می شوند، مورد تفقد حسن خمینی و محمد خاتمی و احمد منتظری و همسران شهید باکری و شهید همت و غیره قرار می گیرند. از این رو، اگر گفته بودید محکومان 88، در واقع تاج عزت را بر سر خانم نرگس محمدی نهاده بودید چرا که خود می دانید اگر نبود حوادث آن سال به بعد، دانش و تجربه شما امروز در گوشه ای خاک می خورد.

و اما سخن آخر
و آن اینکه در یاد دارم سال 83 – 84 در درس "سازمان های بین المللی" که در محل دانشکده وزارت خارجه برگزار می شد، با تبیین نظام سلسله مراتبی قدرت از جمله قدرت سازمانی تعدادی از کشورهای صاحب حق وتو، به دانشجویان می گفتید: «مَثَل رفتن به شورای امنیت حکایت مَثل معروف است که دیوانه ای سنگی می اندازد، چهل عاقل نمی توانند در بیاورند. رفتن به شورا راحت و بیرون آمدن از آن به غایت دشوار است.»
این آموزه شما از روزی که شنیدم بیخردی گفت قطعنامه سازمان ملل کاغذ پاره ای بیش نیست و نابخردی دیگر گفت که تحریم ها را دور می زنیم، تاکنون در گوشم زنگ می زند.
با ذکر این خاطره، آقای دکتر ظریف، انبوه دشواری هایی را که در سنگلاخ پیش رو بر دوش شما نهاده شده ،بهتر از هرکس همچون نرگس محمدی ها می دانند که در نامه اش قدردان شما در زدودن «سایه جنگ» است.
کافی است که از نرگس محمدی بپرسید که به رغم مظالمی که بر او رفته آیا در انتخابات 92 شرکت کرد یا نه؟ اگر آری، به کدام نامزد رأی داد؟ و آیا او که سرمشق میلیون های جوان ایرانی است، فعالانه نسل نومیدمان را ترغیب به رأی دادن و مشارکت مدنی کرد یا نه؟
حضرت استاد، تردید ندارم پاسخ همه این پرسش ها را می دانید و می دانید که این دلدادگان ایران عزیز، راه گذار آرام "تغییر" را برگزیده اند تا کشور عزیزمان دچار سرنوشت شوم انقلاب های مصرو لیبی و یمن و بحرین و سوریه نشود چرا که انقلاب را یک بار آزموده ایم.
در پایان فرارسیدن نوروز 93 را شادباش می گویم و در مسئولیت دشواری که بر دوش گرفته اید، برای تان آرزوی توفیق دارم.
حسین علیزاده
25 اسفند 92 / هلسینکی
 http://news.gooya.com/politics/archives/2014/03/176923.php#more 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر